تبليغاتX

ღ♥ღ فقط عاشقا بیان توو! ღ♥ღ





درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

دوستان عاشق

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :
دوست دارم

دوستت دارم ها 

 

تو را به اندازه  ثانیه ، ثانیه هایی که طول میکشد تا ستاره های روز را بشمرن دوست دارم. میدونم که به این حرف من میخندی اما به  این هم فکر کن که اگه تمام مردم جهان با هم متحد بشن  تا سال های سال هم نمیتوانند ستاره های رزو را بشمرن.

عشق من پس حد اقل تو به اندازه شمردن ستاره های شب اون هم نه همشون فقط اونایی واسه خاطر  چشمات تو قاب پنجره اتاقت اسیرن دوسم داشته باش.





نويسنده: هما مورخ: پنجشنبه 31 مرداد1387 در ساعت: 0:24
|+|
 

تنهایی رو دوست دارم اخه فقط خودتی و خودت...پری قصه نداری ..

کسی نیست که بهش فکر کنی و بگی نکنه الان با کسی دیگه باشه..

نکنه من واسش مهم نباشم..نکنه دنبال بهونست تا از من جدا شه...

تنهایی رو دوست دارم واسه اینکه:

  ترس جدایی و غم از دست دادن نداره

        و کسی رو داری که می دونی حتی موقع مرگ هم کنارته...

و از همه مهم تر اینکه:

تو زندگیم یاد گرفتم که عاقبت عاشق شدن تنهایست...

 

 

 

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...

 

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست...

 

تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم ...

 

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...

 

تنهایی را دوست دارم ...

 

زیرا در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست

 

 و انتظارکشیدنم را پنهان خواهم کرد ...

 

شاید در سکوتی یا شاید در شبی سرد و بارانی .

 

بگذار کسی نداند که هنوز دوستش دارم ...

 





نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 مرداد1387 در ساعت: 22:21
|+|
دعا !

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را

در انحصار قطره های اشک نبینم

و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد

همیشه از حرارت عشق گرم باشد

و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی

پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند

 

دختر تنها

 

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟

 

 





نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 مرداد1387 در ساعت: 22:17
|+|
سلام !
سلام دوستای خوبم . امشب میخوام تصمیم نهایی ام را بگیرم و بهش بگم دیگه باهاش کاری ندارم .....اصلا انگار نه انگار که هست البته اگه دووم بیارم و بتونم .

به هر حال براتون هم مطلب دارم هم عکس.

برام نظر بذارین فعلا بایییییییییییییییییی

 

 





نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 مرداد1387 در ساعت: 22:12
|+|
فقط عکس !

تقدیم به بهترینم

 

 





نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 29 مرداد1387 در ساعت: 0:12
|+|
سلام
سلام  خوب هستین ما را نمیبینین خوشین؟  خب میخوام براتون چند تا عکس جدید بذارم امیدوارم خوشتون بیاد .....................



نويسنده: هما مورخ: دوشنبه 28 مرداد1387 در ساعت: 23:58
|+|
بازم سلام
سلام دوستای خوبم امیدوارم حالتون واقعا خوب باشه دوستای گلم .از الان بهتون نیمه شعبان و تولد منجی و نجات دهنده عالم امام زمان را تبریک میگم و امیدوارم هرچه زود تر ظهور کنه .

بچه ها امروز اینقد واسه حسینم آف گذاشتم که نگو و نپرس خلاصه به قول خودمون کلی سیریشش شدم   

ولی هیچ وقت جواب پی ام هام را نمیده ها  با این حال من از رو نمیرم .

برام نظر بزارین و بهم بگین چکار کنم بهتره .منتظر نظراتتون هستم. 

 





نويسنده: هما مورخ: جمعه 25 مرداد1387 در ساعت: 17:1
|+|
بالاخره عکس !!!!!

 

اینم عکسایی که به نظر من جدیدن و بیانگر احساساتمن .نظر یادتون نره دوستای گلم.

 

jتنهاترینم!!!!!!!کسی نیست کمکم کنه؟

 

فرشته کوچولو !

  

تقدیم با اشک و خون و عشق پاک  من!

 

 





نويسنده: هما مورخ: جمعه 18 مرداد1387 در ساعت: 1:22
|+|
خبر خبر
بچه ها ازتون یه خواهشی دارم اگه این وبلاگ واقعا خوبه برام نظر بزارین که از ۲۰ امتیاز به این وب چند امتیاز میدید ؟؟؟ و بیشتر از کدو.م مطلب یا عکس خوشتون اومده ؟مرسی بای ..

دوستون دارم





نويسنده: هما مورخ: جمعه 18 مرداد1387 در ساعت: 0:30
|+|
دلم گرفته
سلام بچه ها خوبین  امیدوارم همیشه سالم و سر حال باشین خیلی وقته آپ نکردم چون خونه نبودم دیشب هم مراسم بله برون پسر عمو ی گلم بود براش آرزوی خوشبختی میکنم به قول  نسترن کوچولوی خوشگلم(۶ سالشه)اینا هم دیده لفتن سل خونه و زندگیسون .البته با لحن زیبای خودش واستون نوشتم.هفته دیگه هم عقد کنونشه

دلم یه دنیا گرفته آخه ۱ هفته ای میشه باهاش حرف نزدم.دلم واسش تنگ شده احساس میکنم همش مزاحمشم امشب اگه بیاد میخوام بهش بگم دوسش دارم اما واسه خاطر خودش میخوام ازش دور شم تا راحت تر باشه خب اونم حق انتخاب داره و آدمه اما اینو بدونین که هیچ وقت یادم نمیره چقد دوسش دارم واسم دعا کنین که بتونم بهش همه حرفام رو بگم و اونم درکم کنه نه اینکه ترکم کنه  





نويسنده: هما مورخ: جمعه 18 مرداد1387 در ساعت: 0:8
|+|
تغییر و تحول !
 به خودم گفتم حالا که این همه تحول خوب خوب پیش اومده پس چرا قالب وبم را عوض نکنم ها؟؟؟؟؟

برام نظر بذارین این قالب  قشنگتره یا قبلیه خوشحالللللللللللللل میشم فراوان...مرسی از اونایی که برام نظر گذاشتن.

دوباره میگم دوسش دارم خیلی زیاد به چشماشم خیلی میاد..........

راستی این هم آدرس سایتشه حتما بهش سر بزنید :   www.naslema.net

بهش بگین که من چقدر دوسش دارم باشه قول دادیدا.مرسی بایییییییییی.!!!!





نويسنده: هما مورخ: شنبه 12 مرداد1387 در ساعت: 0:11
|+|
سلام دوستان گلم !!!!...
...امیدوارم حالتون کاملا خوب باشه خدا را شکر حالم خیلی بهتر شده دوستای خوبم امیدوارم که هرکی هرکی را که دوست داره بهش برسه به امید خدا!!!!!!!!!

دلم واسش تنگ شده آخه خیلی وقته که با هاش حرف نزدم امیدوارم امشب آن باشه تا باهاش یکم بچتم...

از همین جا بهش میگم دوسش دارم خیلی زیاددددددددددددددددددددددددددددددد..

 به امید دیدار.باییییییییییییییییییییییییییییییییی





نويسنده: هما مورخ: جمعه 11 مرداد1387 در ساعت: 23:54
|+|
سلام سلام !!!!!!!!!1
امروز بعد از چند روز وبم را آپ کردم................خیلی خوشحالم بالاخره تونستم حرف دلمو بهش بگم و اون باور کرد میخوام فضای جدیدی واسه خودم درست کنم یه فضای خوشحال کننده................

از همین جا بهش میگم دوسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت داررررررررررررررررررررررررررررممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم عزیز دلم مراقب خودت باش. 





نويسنده: هما مورخ: پنجشنبه 10 مرداد1387 در ساعت: 17:56
|+|
متاسفم!!!!!!!
سلام با یه دنیا گله !!!!!!!!!!از دست اونایی که فکر میکنند خیلی شاهکارند تا اسم غم و دختر غمگین میاید فکر میکنند حلوا پخش میکنند ...

همین امروز یه فر که درست نمی اسمش و بگم ادم کرد و حرفایی زد که مخم داغ کرد.ادب  و نزاکت هم  خوب چیزیه ..

در ضمن لازمه اینجا بگم  من صرفا این وبلاگو درست کردم که بهش بگم دوست دارم نه اینکه واسه خودم دوست دست و پا کنم پس خواهش میکنم اونایی که دنبال دوست میگردن سراغ من نیان چون من نه اهل خیانتم و نه اهل دوستی با جنس مخالف اونم در این شرایط ممنونم.

در ضمن از دوست خوبم ارشیا (Alex) جون ممنونم چون در این شرایط خیلی کمکم کرد...

ارشیا جون ممنونم خیلی دوست دارم

 





نويسنده: هما مورخ: جمعه 4 مرداد1387 در ساعت: 16:45
|+|
قول دادم ...

 

 قول دادم به قلبم و خدا

دیگه دل ندم به عشق این آدمک ها

(ما ها فقط تو جلد آدمیم،بقیه ی حرفمو تا ته خودت بخون..)

 

 

 

یکی بود یکی نبود... اونی که بود تو

بودی . اونی که نبود من بودم.

 

یکی داشت یکی نداشت... اونی داشت تو

بودی. اونی که کسی به جز تو نداشت من بودم.

 

یکی خواست . یکی نخواست... اونی که خواست

تو بودی . اونی که بی تو بودن را نخواست

من بودم.

 

یکی بُرد. یکی باخت... اونی که بُرد تو

بودی. اونی که دل به تو باخت من بودم.

 

یکی گفت. یکی نگفت... اونی که گفت تو

بودی. اونی که دوستت دارم را به هیچ کس

:.به جز تو نگفت من بود.:

 

 

در جلسه امتحان عشق

من مانده ام و يك برگه سفيد !

يك دنيا حرف نا گفتني

و يك بغل تنهايي و دلتنگي ...

درد دل من در اين كاغذ كوچك جا نمي شود !

در اين سكوت بغض آلود

قطره كوچكي هوس سرسر بازي مي كند !

و برگه سفيدم

عاشقانه قطره را به آغوش مي كشد !

عشق تو نوشتني نيست ...

در برگه ام ، كنار آن قطره

يك قلب كوچك مي كشم

وقت تمام است .

برگه ها بالا ...

 

قلب من که بی تو شکستس !

 

 





نويسنده: هما مورخ: جمعه 4 مرداد1387 در ساعت: 16:18
|+|
بارون !!!!!!

"وای باران"

باران

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران

باران

پَرِ مرغان نگاهم داشت

خواب، رویای فراموشیهاست

خواب را دریابم

که در آن دولت خاموشیهاست

من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها میبینم.

و ندایی که به من می گوید:

«گرچه شب تاریک است، دل قوی دار، سحر نزدیک است»

 

 

 

کاش یه روز من و اون زیر این نور بشینیم و با هم حرف بزنیم !!!!!!!

 

گلهای زرد

تقصیر روزگار بوده که تو حالا مسافری

نخواست کنار هم باشیم خسته شدی می خوای بری

اون تو رو از دلم گرفت این روزگار لعنتی

بذار تا خوب نگات کنم نمونده دیگه فرصتی

نه دیگه مطمئن شدم رفتن برات ساده شده

گریه نکن دل غریب اون دیگه اماده شده

نگات چقد سرده برام٬اینا همه درده برام

این روزا گل بهم میدی ٬اما همه زرده برام

 

ترانه سرا :مهسا کیان

گلای زرد

 

اجازه هست كه عشقتو تو كوچه ها داد بزنم؟

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

ماه و ستاره رو فداي چشمونت کنم

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم يه عالمه

اجازه هست بهت بگم عشق تو توي سينمه؟

جونمو هم بپات بدم بازم براي تو کمه

بمن بگو،بگو بمن،بگو منو دوستم داري

بگو که واسه هوست پا رو دلم نميذاري

اجازه هست نگاهتو تو خاطرم قاب بکنم؟

چشمي که بدخواهمونه بخاطرت خواب بکنم

اجازه فرياد بزنم تو قلبمي تا به ابد؟

بدون اگه رسوا بشم، بخاطرت خوبه نبرد

اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم؟

دست تو توي دستمو،برم به فردا برسم

اجازه هست دريا بشم،کويرو پيمونت کنم؟

تو صدف دلم بشي من تو دلت خونه کنم

اجازه هست يه لحظه باز توي چشات نگاه کنم؟

بايک نگاه بي ريا روي غمو سياه کنم

اجازه هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

این منم که بی تو تنهام!

 





نويسنده: هما مورخ: جمعه 4 مرداد1387 در ساعت: 16:6
|+|
کاش!!

 

 

کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو میمانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای ما نبود

من دعا کردم برای بازگشت

دستهای تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا میرسی

کاش روز دیدنت فردا نبود

 





نويسنده: هما مورخ: جمعه 4 مرداد1387 در ساعت: 15:36
|+|
سلام !

یه سلام  تگری  میکنم بهتون که تو این گرما خیلی میچسبه !!!

خب دیگه امروز با امید به خدا رفتم سر جلسه کنکور نشستم خیلی ریلکس و بدون استرس ! البته فرشته کوچولو هم با من بود نشسته بود کنارم و عوض من دل اون شور میزد ، هی بهش میگفتم فرشته جون من که امسال هیچی نخوندم و با معلومات قبلی که داشتم دارم میرم سر جلسه پس اینقدر بیخودی حرس نزن.

بیچاره دیگه هیچی نگفت خلاصه دفتر چه آزمون عمومی  را گذاشتم جلوم جواب دادم و دادم تا رسیدم به سوالات ریاضی که هیچی بلد نبودم حتی 1کیش را!!!

رفتم سربخت سوالای دیگه و تو وقت اضافه محکم صندلی را چسبیدم و جوری که مراقب متوجه نشه شروع کردم به این ور و اون ور نگا کردن جوری که وقتی وقتمون تموم شد چشمام چپ شده بود !!!

خدا به خیر بگذرونه آخر عاقبت دروس عمومیمون را . به هر حال خدا را شکر دروس تخصصی(کامپیوتر) را که علاقه خاصی بهش دارم همه را نوشتم جز 2 یا 3 تا که ایرادی ندارد.....

بریم سراغ اصل مطلب :"عرضم به خدمتتون که با فرشته کوچولو نشته بودیم و صحبت میکردیم که یهو یه چراغی تو مغزم روشن شد و ماجرا از این قراره که از این روز به بعد مطالبی هم راجع به کامپیوتر و ترفندهای مسنجر و مطالب خبری و شاید دانلود موزیک و فال هم به این وبلاگ اضافه شه...در هر صورت  امیدوارم شما هم تو این مساله منو همراهی کنید و از کمکای شایانتون محروم نکنید در ضمن هر موضوع دیگه ای هم که مدّ نظرتون هست میتونین مطرح کنید تا در صورت امکان به اونها هم بپردازیم.........."





نويسنده: هما مورخ: جمعه 4 مرداد1387 در ساعت: 15:21
|+|
ضد حالای باحال !!!

ضد حال يعني چي؟

 

ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری وصل نشی!
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!

ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!

ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!

****ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه ۱۰!

ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!

ضدحال يعنی هیستوری رو پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه!

ضدحال يعنی نفر000000000 1کنکور شدن!

ضدحال يعنی فیلم ژاپنی!

****ضدحال یعنی عشق یه طرفه!!!!!!!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد

ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن

****ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!!!!!!!!!!

****ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه!

ضدحال یعنی با دوست دخترت بری کافی شاپ دخترخالتو ببینی !!

ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!

****ضدحال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!!!!!!!

**** ضدحال یعنی وقتی برا یه نفر پی-ام میدی جوابتو نده!!!

****ضدحال یعنی وقتی تو چت رم به یه پسر وابسته شدی بهت بگه

"شرمنده با دوست دخترم اشتباهت گرفته بودم!"

 

 مورد آخریش واسم یش اومده !!!

 





نويسنده: هما مورخ: جمعه 4 مرداد1387 در ساعت: 15:19
|+|
واسم دعا کنید!!
سلام بچه ها از امروز تا جمعه وبلاگم آپ نمیشه.آخه کنکور دارم.هیچ آمادگی ندارم اولین سالمه.

فقط واسم دعا کنید.





نويسنده: هما مورخ: چهارشنبه 2 مرداد1387 در ساعت: 23:43
|+|
عاشقانه های یک دختر تنها !!(2)

 

تو را چون نقش رويا دوست دارم

چو عطر پاك گلها دوست دارم

منم آن ماهی افتاده بر خاك

تو را مانند دريا دوست دارم

بخند ای غنچه گلزار هستی

كه من خنديدنت را دوست دارم

به باغ خاطرم ای لاله سرخ

تو را تنهای تنها دوست دارم

                         لحظه های بی تو بودن هر کدوم مثل يه ساله

لحظه های با تو بودن هم که رويای محاله

حرفای قشنگ تو برام نيازه

راز زنده بودن و نفس کشيدنم آره اون چشمای نازه

آخه تا کی عزيزم دل من با اين همه غصه و درد و غم بسازه ؟

چرا عشق ما فقط يه عشق مخفی و فقط يه رازه ؟

کاش ميشد داد بزنم بگم که تو مال منی

واسه پر کشيدنم تا قلب آسمون بال منی

خودتم خوب ميدونی چقدر دلم ميخواد تو رو

اونقدر که وقت رفتنت با التماس ميگفت نرو

به خدا که آرزوی قلب من تنها يه چيزه و اونم فقط وصاله

منتها اون اولم گفتم که داشتن و به تو رسيدنم خيلی محاله

الهی بياد يه روزی که من و تو ما بشيم

تا ابد کنار هم برای هم بمونيم و از همديگه جدا نشيم

 

بی تو تنها ترینم 

 

یادمه...

یادمه اولین روز گونه هامو   تر کردید

وقتی دیدید دیونه م حرفامو باور کردید

خیالتون راحت شد که بی شما میمیرم

محبت و از اون وقت کمتر وکمتر کردید

گفته بودید  با منید حتی اگه نباشم

کلاغ خبر می آورد شب رو با کی سر کردید

شما دوستم نداشتید از چشماتون می بارید

از هر جا می گذشتید گل به پاتون می ریختم

شما بجاش تو قلبم هزار تا خنجر کردید

عزیز بودید فراوان زجرم دادید چه آسون

وجودتون وبا زجر برام عزیز تر کردید

انگار خوشی نمی خواست من مزه شو بفهمم

یه روز که گل می دادم نداده پرپر کردید

چیزی نبود تا اون روز آروم بودیم وخوشبخت

تمام این کارها رو  اون روز آخر کردید

پس نظرامون چی میشه حتما به یادت(ون) نیست

حق با شماست من کجا،شما کجا و تقدیر

میوه ی خوشبختی رو همیشه نوبر کردید

همون کلاغه می گفت یه جا شمارو دیده

انگشترو  تو دست یک کس پولدار کردید

یه چیزی می نویسم خدا منو ببخشه

اگه یه روز بهم خورد منتظرم بگردی

با تشکر از احسان عیوضی.....

 

 

 





نويسنده: هما مورخ: چهارشنبه 2 مرداد1387 در ساعت: 19:28
|+|
سلام سلامتی میاره !!!
داشتم وبلاگ رو آپ میکردم که یهو برق رفت....

بگذریم .....چند تا مطلب جدید میذارم امیدوارم خوشتون بیاد !!!

 

قایم موشک

بازی قایم موشک ما کی می خواد تموم بشه

فرصتامون تا کی باید تو غصه ها حروم بشه

تا کی باید چش بذارم واسه دوباره دیدنت؟

بگو تا کی باید باشم منتظره رسیدنت؟

گفتی بهم اروم اروم چشامو رو هم بذارم

گفتی که منتظر باشم لحظه رو طاقت بیارم

گفتی که بشمارم تا صد اون وقت چشامو وا کنم

بعد واسه پیدا کردنت هی اسمتو صدا کنم

هر جور بود تا خود صد دووم اوردم نازنین

دروغ نبود تو کار من نگاه پاکمو ببین

ولی از این می ترسیدم شاید به چشمات نرسم

از اینکه شاید مث قبل ببره بازم نفسم

چشامو وا کردم وبعد اسم تو رو صدا زدم

مطمئن از دل خودم که عاشقی رو بلدم

مطمئن از دل خودم که تا ابد کنارتم

تا اخرین لحظه عمر همدم روزگارتم

به هر کجا سر میزدم با زخم این دل کبود

کاشکی چشای بارونیم پابند چشم تو نبود

ولی دیگه هیچ اثری نه از تو بود نه از چشات

نه از قشنگی نگات نه از حرارت صدات

از غم رفتنت دیگه شب و روزم فرقی نداشت

کاش روی زخمای دلم دست تو مرهم می گذاشت

یه عمریه چش می ذارم شاید تو از راه برسی

تا وقتی که خودت نیایی جاتو نمی گیره کسی

بیا تمومش بکنیم بسه دیگه دربدری

بسه دیگه خسته شدم امان از این بی خبری

منتظرت می مونه دل دله همیشه تنگ من

چشم میذارم تا تو بیایی هم بازی قشنگ من

ثانیه ها رو میشمارم تا انتظار سر برسه

منتظر تو می مونم تا فصل باور برسه

مهسا کیان

 

قلبم مال توئه

 

 

یادگار تو

دارم میرم ولی باز عشق تو هست سر جاش

عزیز روزگارم مواظب خودت باش

مواظب خودت باش ابری نشه نگاهت

من نباشم یکی هست همیشه تکیه گاهت

خیال چشمای تو یه عشق موندگاره

من و تو بی گناهیم تقصیر روزگاره

این روزگار نتونست ما رو با هم ببینه

تو تنهایی سفر کن قسمتمون همینه

همیشه یاد من باش منی که بی تو مردم

از این به بعد چشاتو دست خدا سپردم

هسا کیان

 

 





نويسنده: هما مورخ: چهارشنبه 2 مرداد1387 در ساعت: 18:56
|+|
فرشته کوچولو (قسمت اول)

سلام بچه ها ....

امروز روز دومیه که وبلاگم راه اندازی شده .......ممنونم از نظرات دوستان خوبم...

از امروز  سری داستان  فرشته کوچولو (که نویسندش خودم هستم ) را براتون میذارم...یه جورایی میشه گفت این فرشته کوچولو خودم هستم!! داستان زندگیش به داستان زندگیم بی شباهت نیست.

موفق باشید .

 

یه روزی یه فرشته کوچولو از خدا خواست بفرستش رو زمین تا یه بار عاشق بشه و یه آدم از ته قلب دوسش داشته باشه...خدا بهش گفت :ببین  این آدم اون آدمی نیست که اون اولا بهش سجده کردی...اگه بری تو راه برگشتی نداری چون نمیخوام فرشته عشق از من بخواد نعمت عشق رو از انسانهای لایق عشق بگیرم......فرشته کوچولو نگاهی به خدا کرد و گفت : اما من دوست دارم مثل یک انسان از این نعمت برخوردار بشم....هر جور که باشه و به هر بهایی....

خدا دوبا ره رو کرد به فرشته و گفت : تو 18 سال با من زندگی کردی و فقط از بالا عشق انسان ها رو می دیدی ......اما از نزدیک عشق اونها فرق میکنه.....عشق تو زمین یک طرفه شده و هیچ وقت عشق دوطرفه اتفاق نمیافتد اگر هم بیافتد یکی از آنها عشق را از هم مخفی میکنند......آدما نمیتوانند بشنوند یکی بهشون میگه دوست دارم !نمیتوانند معنی حقیقی عشق رو بفهمند...تقصیر خودشون هم نیست چون یاران ابلیس روی زمین معنی عشق را خراب کردند....یه آدم نمی.......

 



ادامه مطلب

نويسنده: هما مورخ: چهارشنبه 2 مرداد1387 در ساعت: 13:39
|+|
آخرین مطلب امروز !!!!

 

دوستای گلم خوشحال میشم که نظرات سازندتون رو راجع به مطالب این وبلاگ بدونم ..

برام دعا کنید....................    

 تا آپ بعدی بای ......                                                             

                                                             ٬ فرشته کوچولو٬ 





نويسنده: هما مورخ: سه شنبه 1 مرداد1387 در ساعت: 17:43
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir