تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند .تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست .
********
آدمک آخر دنیاست بخند * آدمک مرگ همین جاست بخند * آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند * دستخطی که تو را عاشق کرد * شوخی کاغذی ماست بخند * فکر کن درد تو ارزشمند است * فکر کن گریه چه زیباست بخند * صبح فردا به شبت نیست که نیست * تازه انگار که فرداست بخند * راستی آنچه که یادت دادیم * پر زدن نیست که درجاست بخند * آدمک نغمه آواز نخوان به خدا آخر دنیاست بخند *****
از دوستای خوبم هم ممنونم که بهم سر میزدن و واسم کامنت میزاشتن از علی آقا . نینا . آجی نگار . آجی ندا. راوی جونم . اهورا . عاشق دل شکسته و دوستای گل دیگم که بهم دلگرمی میدادن
دیگه قصد نداشتم بلاگم را آپ کنم اما تو این چند وقت یه سری اتفاق افتاد که خودم هم باورم نمیشه از خوشحالی دوست دارم تو آسمونا پرواز کنم
امیدوارم از این اپ هم خوشتون بیاد .
تا آپ بعدی بای HOME3
تو آسمونی که رنگ شبِ ، ستاره میمیره
دل من عاشق از دوری میترسه بهونه میگیره
تو بری بهونه میگیره ، واسه رفتنت دیره
این صدای من با نبودن تو ، ترانه کم داره
خونه میشه زخمی از بغض دلتنگی
که زیر آواره ، توبری که زیر آواره غصه میباره
تو مثه بارون اومدی عاشق و آشنا
اومدی خنده شد گریه هام
تو را میخواسته دل از خدا
اگه نباشی میرسه غربت از راه دور
نمیره سایه از شهر نور، میشکنه عاقبت این غرور
تو باشی پائیز چشمای من بهارو میبینه
رو دل بیخاطرم عطر زیبای گذشته میشینه
تو رو توو گذشته میبینه ، توئی عشق دیرینه
تو مثه بارون اومدی عاشق و آشنا
اومدی خنده شد گریه هام،تو را میخواسته دل از خدا
اگه نباشی میرسه غربت از راه دور
نمیره سایه از شهر نور، میشکنه عاقبت این غرور
نويسنده: هما مورخ: پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 در ساعت: 14:38