تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند .تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست .
********
آدمک آخر دنیاست بخند * آدمک مرگ همین جاست بخند * آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند * دستخطی که تو را عاشق کرد * شوخی کاغذی ماست بخند * فکر کن درد تو ارزشمند است * فکر کن گریه چه زیباست بخند * صبح فردا به شبت نیست که نیست * تازه انگار که فرداست بخند * راستی آنچه که یادت دادیم * پر زدن نیست که درجاست بخند * آدمک نغمه آواز نخوان به خدا آخر دنیاست بخند *****
این آپ را گذاشتم به عهده الی جون و من هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب این آپ ندارم . "هما"
دوستون دارم بای
بهاران فصل تولد تو ، میخونم فقط به خاطر تو
دل من دیگه آروم نداره ، تو رو خواسته ، دیگه راهی نداره
شب تولدت باز مثه پارسال ، بی قرارم ، بیقراری مثه هرسال
تو این دقیقه ها و لحظه ها همه میتونن ، برای تو گل عشق و بیارن
به تو میگن شدی عروس گل ها ، تولدت مبارک گل زیبا
سلام سلاممممممممممممم به همه ی کسانی که الان وارد این وبلاگ شدن و دارن مطالب این وبو می خونن .
سلام همای عزیزم
قبل از هر چیز بهتره که خودم رو معرفی کنم .
من الهام هستم . 17 سالمه و سال اخر رشته حسابداری و در حال حاضر مشغول امتحان نهایی ها و کنکور هستم . رفیق فاب 8 ساله هما جون هستم . کسی که در همه لحظه ها کنارش بود ، هست و خواهد بود .
امروز میخوام با این آپ اینجا رو بتروکونماااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ، ای ول؟ ای وللللللللللللللللللللللللللللل
به قول مامانت 18 سال پیش خدا یه فرشته کوچولو را به یه پدر و مادر هدیه داد. یه فرشته کوچولوی
شیطون که با خودش شادی آورد .
تولدت مبارک جیگررررررررررر
روز تولد تو میلاد عشق پاکه * برای شکر این روز پیشونی ام به خاکه*
من سر سپرده هستم * تا مرز جون سپردن * با یک اشاره تو * حاضر برای مردن
این شعریه که هم من دوس دارم (منم متولد بهارم) و هما جون بیشتر از من . همون شعری که هر وقت دلمون میگرفت یا هر وقت خوشحال بودیم و در تموم لحظه هایی که در کنار هم بودیم با هم زمزمه میکردیم . همون شعری که هر وقت زمزمه میکردم بغض میکردی و اشک تو چشمات جمع میشد .
همون شعری که یه حالی پیدا میکردی که من هیچ وقت و هیج جا عینشو ندیده بودم .
دختر چل گیس بهار / سرخی خوشرنگ انار / دردونه ی ماه و نسیم / عطر همیشه موندگار / پیرهن آسمون به تن / فرشته ی زیبای من / غروب خستمو ببر / تا شب مهتابی شدن / اونکه شدی نیلوفر / باغ ترانه هاش منم / منی که سرسپرده ی / اون دوتا چشم روشنم / تا چشمای تو هس کسی / ماهو به روم نمی زنه / نیلوفر ترانه هام / خدای دنیای منه / تا دنیا دنیاس تو بمون کنارم / من هیچکسو غیر تو دوس ندارم / تا دنیا دنیاس دل من فداته / اون دلی که عاشق خنده هاته ....
خببببب . حالا میخوام براتون از این موجود خبیثثثث تعریف کنم تا بهتر بشناسینش .
یه روز با هم رفته بودیم پارک پامچال من با دوچرخه ، هما با اسکیت برد . دم آبخوری که رسیدیم من شتلپپپپپپپ افتادم زمین ، این موجود خبیث خائن جلوی کلی آدم (شامل آقا پسرهای با پرستیژ) به من هر هر هر خندید. منم جوش آوردم ولی از اونجا که خدا جای حق نشسته بعد از چند دقیقه یهو دیدم یه صدایی اومد "شاتتاااااااااااالاااااااااااااااقققق" برگشتم دیدم هما ی خبیث جلوی همون آقایون با شخصیت با زمین یکی شده منم نامردی نکردم و هر هر هر هر هر بهش خندیدم .
اما این موجود خبیث این قدر رو داره که خودشم هر هر هر هر به خودش میخندید .
نتیجه اخلاقی: موجودیست خبیث ، پرروووووو ، باحال ، شوخ و شنگ ، یکی یدونه (امشب شب جنونه)
بی اجازش یه بیو هم ازش میگم .... اصلا به اون چه ...... مگه فضوله ؟ این آپ کاملا در اختیار منه .
تا چشش در آد . این همون بیوئی هست که واسم تو دفترم نوشته .
اسم : هما ، فاطی (من بهش میگم قرو قاطی ) ، تولد : 8/3/1370 ، دیوونه : حسین مخته ، دوستدار : ساسی مانکن ، روانی : "الی جون خودش" من و میگه هااااااااااااااااااا دلتون بسوزه ، رنگ : آبی روشن
از همه مهمتر "خصلت " :
مثه همه خردادیا : بیزار از کارای خونه مخصوصا گردگیری ، شیطون ، آب زیرکاه ، شدیدا حساس ، ترسو ، تریپش من و کشته اسپرت . ماه : فروردین و خرداد و شهریور .
دیگه تموم شددددددد .
اینم آپ تولد که همه چیزش مثه خودش "قرقاطی" شد . منتظر نظراتون هستم .
خدافظییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
نويسنده: هما مورخ: پنجشنبه 7 خرداد1388 در ساعت: 19:13
تو اگر با من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار
سلام دوستای خوبم . امیدوارم که حال همتون خوب باشه و روزهای شادی و در پیش داشته باشید .
باز دوباره با یه آپ جدید اومدم پیشتون .دلم براتون تنگ شده بود . جای اونایی هم که بودن و الان نیستن خالی به خصوص "محمد" عزیز (ERMIAGILAR) .
امیدوارم هر جا هست شاد شاد باشه .
واسه مطلب این آپ مشکل داشتم . هنوزم نمیدونم چی بنویسم خیلی چیزا هست که دوست دارم بگم .
اول اینکه : عزیزم خوشحالم که دختر بهارت را پیدا کردی . نیلوفر باغ ترانه هات را . اون اول بهاره و من آخر بهار . اون آخر فروردینه و من اوایل خرداد
خیلی جالبه
اگرچه منم دختر بهارم اما شاید خدا خواست ایجوری شه ..... دختر بهاریکه تنها در میان "تن ها" عاشق بمونه.
خوشحالم که لبات خندونه . امیدوارم که قلباً هم شاد باشی عزیزم . دوست دارم حتی اگه تو من رو دوست نداشته باشی اشکال نداره چون به اندازه هردوتامون دوست دارم
و این هم آپ جدیدم . متن آهنگی که هر شب گوش میدم و خیلی دوسش دارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد
Little girl kisses her mom
Tells her I love you
Holds on to her hand
Little girl doesn’t have much
She walks with a smile
She’s so full of life
But she cries in the night
Just try to hold on
No one can hear her
She’s all alone
This little girl
Closes her eyes
All that she wants
Is someone to love
Someone to love
Little girl
She’s all grown up
Oh she’s getting famous
She’s a big star
Oh little girl
Fights with her mom
Can’t believe money
Changed who she loved
And she cries in the night
Just try to hold on
But no one can hear her
She’s all alone
This little girl
Closes her eyes
All that she wants
Is someone to love
Someone to love
She cries in the night
Just to try to hold on
No one can hear her
She’s all alone
This little girl
Closes her eyes
All that she wants
Is someone to love
Someone to love
To love
Someone
دختر کوچولو مادرشو می بوسه
به او میگه که دوستش داره
بغلش می کنه
دختر کوچولو چیز زیادی نداره
همیشه لبخند میزنه
او پر از زندگی هست
ولی او شب ها گریه می کنه
تلاش می کنه اشکاشو نگه داره
هیج کس صداشو نمی شنوه
او خیلی تنهاست
این دختر کوچولو
چشماشو می بنده
تمام چیزی که می خواد
کسی هست که عاشقش باشه
کسی که عاشقش باشه
دختر کوچولو
حالا بزرگ شده
او به شهرت رسیده
او یه ستاره بزرگ هست
اون دختر کوچولو
با مادرش دعوا می کنه
نمی تونه باور کنه پول
کسی را که دوست داشت تغییر داده
او شب ها گریه می کنه
تلاش میکنه اشکاشو نگه داره
ولی هیچ کس نمی تونه صداشو بشنوه
او خیلی تنهاست
این دختر کوچولو
چشمهاشو می بنده
تمام چیزی که می خواد
کسی هست که عاشقش باشه
کسی که عاشقش باشه
عاشقش باشه
نويسنده: هما مورخ: شنبه 2 خرداد1388 در ساعت: 15:15