تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند .تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست .
********
آدمک آخر دنیاست بخند * آدمک مرگ همین جاست بخند * آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند * دستخطی که تو را عاشق کرد * شوخی کاغذی ماست بخند * فکر کن درد تو ارزشمند است * فکر کن گریه چه زیباست بخند * صبح فردا به شبت نیست که نیست * تازه انگار که فرداست بخند * راستی آنچه که یادت دادیم * پر زدن نیست که درجاست بخند * آدمک نغمه آواز نخوان به خدا آخر دنیاست بخند *****
هرچند این چند وقت با این اوضاع کمتر کسی هست که حالش مساعد باشه . جا داره که از دوستای گلم تشکر کنم که من را فراموش نکردند و تنهام نزاشتن .
از الهام خانوم گل هم تشکر میکنم که تولد به این قشنگی واسم گرفت دستش درد نکنه انشاالله که هم الی جون و هم همه دوستای خوب و مهربون کنکوریم توو کنکور قبول شن و واسه من هم دعا کنن شاید یه فرجی بشه و منم قبول شم
من قصد آپیدن نداشتم اما این آپم به خاطر گل روی راوی جون جونم هست
شعریه از فریدون مشیری، که من خیلی خیلی دوسش دارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد .
کمی طولانیه اما فکر کنم به خوندنش بیارزه یه معضرت خواهی هم بابت عکس این آپ به شما بدهکارم چون خیلی هول هولکی درستش کردم زیاد جالب نشده ! منتظر نظراتون هستم .
"آخرین جرعه این جام"
همه میپرسند : چیست در زمزمه مبهم آب ؟
چیست در همهمه دلکش برگ ؟
چیست در بازی آن ابر سپید ، روی این آبی آرام بلند ،
که تو را میبرد اینگونه به ژرفای خیال ؟
چیست در خلوت خاموش کبوتر ها ؟
چیست در کوشش بی حاصل موج ؟
چیست در خنده جام ؟
که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن مینگری؟
- نه به ابر ، نه به آب ، نه به برگ ،
نه به این آبی آرام بلند ،
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
نه به این خلوت خاموش کبوتر ها ؛
من به این جمله نمی اندیشم !
من مناجات درختان را هنگام سحر ،
رقص عطر گل یخ را با باد ،
نفس پاک شقایق را در سینه کوه ،
صحبت چلچله ها را با صبح ،
نبض پاینده هستی را در گندم زار ،
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ،
همه را میشنوم ، میبینم !
من به این جمله نمی اندیشم !به تو می اندیشم !
ای سراپا همه خوبی ، تک و تنها به تو می اندیشم !
همه وقت ، همه جا ، من به هر حال که باشم به تو می اندیشم !